X
تبلیغات
رهروان حنظله بادغیسی
سفری ادبی وفرهنگی از دوردستها به جهان انترنت
                           منصب منصور

 

                   تـا مست شــوم شـــراب انگـور بــــــــده

                   زآن می کـه کنـــــد غم زدلم دور بـــــــده

 

                                           فصل طرب وعیش ونشـاط آمـــده است

                                           از جـام لبت بـه جـــان مخمـور بــــــده

 

                    بــازآ که زگلـــــزار رُخت فیض بـجــویـم

                   کــامی بـــدل عـــــاشق مشهــور بـــــــده

 

                                           دل در گرو سلسـله ی مـوی تو شـــــد

                                           ای قـرص قمـرسلسله را شـور بــــــده

 

                   ورگــــرد زرُخســـــــارچــوگل پــاک کنی

                   زآن گـرد به من هـــدیه ی کافـوربـــــــده

 

                                           یک بوسـه نـــدادی زحیــا روز به من

                                           مــا را زلبـت در شب دیجــور بـــــــده

 

                   زآن باده که مــدهوش کنــد پیــروجــوان

                   رطلی به من غمــزده ،ای حــور بــــــده

 

                                           تـرکیب من ازعشق ســـرشتنـــد همی

                                           یـارب تـوبـه من منصب منصوربـــــده

 

                   از هجـر تو شـد خسته و رنجـور"زریـر"

                   زآن لعـــل لبت کـام بـه رنجـــور بــــــــده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط عصمت الله (مهربان)  | 

                        بادغیس زیبا و خاطرات شیرین

با تشکر از حفیظ الله زریر که در متن مرا یاری رسانده است.
بادغیس ولایتی است در شمال غرب افغانستان که در شرق هرات باستان و در فاصلۀ یک صد و شصت و پنج کیلو متری آن قرار دارد. وقتی از راه های ناپخته و کج و وج آن از طریق منطقۀ کرخ هرات عبور میکنی کوه ها و تپه های زیبایی ترا احاطه میکند و بعد از پیمودن صد کیلومتر درۀ عمیقی دهن باز نموده و دریاچۀ از میان آن از شرق به غرب جریان دارد. این دریاچه سر انجام به هریرود میریزد اما در مسیر اش زمین های زیادی را آبیاری میکند. این دره تا مسجد چوبی و معدن ذغال سنک ادامه دارد و بلاخره جهت اش را به سمت شمال کج نموده و به کوتل زیبای سبزک که سرحد ولایت هرات و بادغیس است منتهی میگردد

وقتی به ارتفاع دوهزار و دوصد متر از سطح بحر رسیدی یکباره به دنیای دیگری داخل میشوی. پیش رویت تا میبینی کوه های سر بفلک کشیده و دره های سبز دهن باز میکند. از بلندترین ارتفاع این کوتل آهسته آهسته و در مسیر مارپیچی بسوی بادغیس سرازیر میشوی. پیش رویت کوه های قرار دارد که گاهی خیال میکنی دست انسان آنانرا به اشکال مختلف در آورده. وقتی به پائین نگاه میکنی دره ها تا عمق هزار متر چقر و فرورفته است که توسط درختان ارچه دایم سبز زینت یافته است. این مسیر مارپیچ سبزک تا زمانی ادامه پیدا میکند که روخانۀ لامان و مرکز این منطقه پیدا میشود. یکی از خصوصیت های سبزک آنست که در زمستان پوشیده از انبوه برف و در تابستان پوشیده از انبوه سبزه است. و دره های عمیقی از آن به هر سمت ادامه مییابد.
منطقه ای لامان میان یک درۀ تنگ قرار دارد که کوه های اطراف آن بشکل شاخه های یک درخت تنومند به هر طرف پیچ و تاب خورده است و در فاصلۀ نه چندان دورتر مرکز لامان کوهی عرض اندام میکند که قرار گفتۀ یکی از همراهان اهالی قرار بود در زمان داود خان از سنک های آن برای ساختن ظروف شیشه ای استفاده شود و از دور ظاهرا هشتاد فیصد آن عنصر سلیکان را نمایش میدهد چون رنگ سنگ های آن سفید براق است. رهنمای ما که آدم باسوادی بود میگفت: داود خان در نظر داشت که فابریکه را در جوار معدن ذغال سنگ بسازد و از نیروی ذغال و برق سلما این فابریکه را فعال سازد. اینکه این گفتۀ او تا کدام اندازه درست بوده است من تبصره ای نمیتوانم بکنم

درۀ لامان همچنان ادامه مییابد و از میان دریای لامان باید ده ها مرتبه با موتر عبور کرد و در سرک های خامه که از میان قریه های متعددی میکذرد عبور کرد تا به مرکز بادغیس قلعۀ نو رسید. قبل از رسیدن به قلعۀ نو منطقۀ مبارک شاه که از مسیر دره لامان جدا میگردد پیدا میشود.
قلعۀ نو شهرک زیبایست که مطابق نورم های شهر سازی ساخته شده. هرچند شهر کوچکی به مقایسۀ هرات، مزار شریف، قندهار، هلمند، ننگرهار است اما جاده های آن عریض و سرسبز است. رود لامان شهر را به دوقسمت جنوبی و شمالی تقسیم نموده و در حکومت های گذشته کسی به فکر اعمار یک پل بالای این روخانه نشده است و گاهی که رودخانه دستخوش توفان های موسمی میشود ارتباط میان دوقسمت شهر قطع میگردد. از جمله میدان هوایی ولایت در قسمت غربی شهر قرار دارد .
مقام ولایت، قوماندانی امنیه، ریاست معارف، شفاخانۀ عمومی، هوتل دولتی و اکثر دوایر دولتی در قسمت شرقی شهر قرار دارد.
مردم بادغیس با آنکه از محروم ترین مردمان افغانستان اند اما همت والای شان در آبادانی شهر و ولسوالی های مربوطه قابل ستایش است. قسمت بزرگی از زمین های قابل کشت بادغیس به طریقه دیمه(للمی) در اطراف تپه های خاکی است. در سال هایکه باران های بهاری زیاد باشد تولید گندم یکی از پیداوار عمدۀ این منطقه است. قرار احصایه های که در سال های 1343 الی 1348 در افغانستان موجود است بادغیس درین سال ها نسبت به همه ولایات افغانستان تولید گندم زیاد داشته است و درین سال ها این ولایت را گدام گندم افغانستان نام نهاده بودند.

یکی دیگراز پیداوار این منطقه پسته است که ساحه ی حدود 95 هزار هکتار زمین را احاطه نموده است ویکی از بزرگترین جنگلات پسته کشور میباشد. منابع آبیاری آن زیادتر از چشمه ها و کاریز هاست و رودخانه های کوچک در تابستان خالی از آب است. زراعت به شکل بدوی آن جریان دارد، خربوزۀ شیرین، تربوز انواع میوه جات چون سیب، ناک ، زردآلو، شفتالو به خاطر کمبود آب به زحمت ضرورت منطقه را برآورده میسازد. چراگاه های زیادی برای تربیۀ گاو گوسفند موجود است.
دریای مرغاب که یکی از دریا های پر آب منطقه است بخاطر عمق زیاد آن برای ابیاری مساعد نیست و ازین دریا برای ابیاری زمین های ولسوالی مرغاب استفادۀ خیلی کمی میشود. این دریاهمیشه مسیر یک درۀ تنگ و عمیق را در داخل باغیس عبور میکند. خاک بادغیس حاصلخیز بوده و پی اچ مساعدی برای روایاندن هر نوع گیاهی دارد.
یکی از وجوه تسمیه بادغیس اینست که این منطقه چه در گذشته و حال باد های موسومی شدیدی دارد. این بادها گاهی باران شن را در زمین های زراعتی فرو میریزد. در ملاقاتی که در ولسوالی قادس با یکی از مویسفیدان داشتم او میگفت:
ــ اصلا نام بادغیس در گذشته های دور ( بادخیز) بوده است و او تعریف میکرد که در ایام کودکی اش روزی چنان توفان شد که باران شن در اطراف قلعه ها و خانه های مردم یک متر شن جمع کرده بود. .. شاید این نظریه درست باشد زیرا در فواصل کوتاهی از هم تپه های خاکی و شنی وجود دارد. زیر این تپه ها را در ولسوالی قادس نقب زده اند و من در یکی ازین نقب ها تا فاصلۀ ده متر پیش رفتم و زیر این تپۀ خاکی نشانه های از دیوار های گلی و ساختمان موجود است. البته مردم از زیر این تپه ها مهره های شیشه ای ظروف سفالی قدیمی بدست آورده و در بازار های انتیک هرات به فروش میرسانند

اگر چه در متون اوستایی نام بادغیس(وائیتی‌ گئس‌٬ وادگِس‌٬ وادغِس‌وائیتی‌ گئس‌٬ وادگِس‌٬ وادغِس) آمده است اما میشود حدسیاتی ازین دست را هم کم نگرفت.
بادغیس دارای شش ولسوالی است و جمیعت آن در حدودچهار صد هزار نفر است. تا امروز بخاطر نداشتن راه های ترانزیتی به دیگر ولایات همجوار چون هرات ، فاریاب، غورات در سطح انکشاف ضعیفی قرار دارد.
در سروی های زراعتی که من از بادغیس انجام داده ام آب و هوای این سرزمین برای رشد نباتات مختلف چون گندم، جو و انواع میوجات آماده بوده و ظرفیت تولید برای بادام، پسته و چهارمغز وجود دارد. یکی از پر خاطره ترین سفر به بادغیس از طریق درۀ بوم توسط اسپ تا جوند بود. ولسوالی جوند را در گذشته ها ( جوند عالمتاب) نام گذاشته بودند. این ناحیه در میان کوه های سر به فلک کشیده از ارتفاعاتی که با اسپ میپیمودم نمودار شد. این ارتفاعات که با بوته های وحشی خورد و بزرگ است در اوایل بهار بستر گسترده ای از ملخ و کفشک است. این حشرات مضره گاهی با رشد سریع به لشکر بی سر و پای تبدیل شده و به مزارع گندم هجوم میاورند وگاهی در نواحی کشک کهنه، قادس لامان و بعضی از ولسوالی های شرقی هرات مصیبت ببار میاورند. درین سروی ما با خود تعدادی از افراد مسلکی را داشتیم که آنان محل تجمع ملخ و کفشک را میشناختند درین سروی قبل از هجوم ملخ و کفشک ما توانستیم با توزیع ادویه های ( دای میتیود و سمبی کومی الفا) محلول های سیستماتیک برای از بین بردن منابع این حشرات موفق شویم.

پیداوار خود ولایت بادغیس در شهر قلعه نو نسبت به شهر های دیگر افغانستان ارزانتر است ولی نرخ مواد استهلاکی و ادویه گران است.
یکی از ولسوالی های بزرگ بادغیس مرغاب است. دریای مرغاب دایم پر آب بوده و چنانکه قبلا تذکردادم عرض کمی دارد و عمق آن زیاد بوده و مهار کردن آب آن برای استفاده برای آبیاری امکانپذیر نیست. پل کهنۀ مرغاب در شروع ولسوالی قرار دارد. ازین پل صرف دو پایۀ آن در دو طرف دریا باقی مانده است که از نظر ساختمان و مصالح ساختمانی آن شاید چندین قرن قدامت دارد. در لحظۀ که به تماشای این ساختمان مشغول بودم از دور مرد محاسن سپیدی به من نزدیک شده و من سلام داده پرسیدم:
ــ پدر جان شما وقتی این پل آباد بود را بیاد دارید؟... با خنده ای جواب داد:
ــ من که چه! بلکه پدر کلان ام هم بیاد ندارد. لحظۀ آرام مانده گفت:
ــ این سوال را داوود خان هم از من کرد...پرسیدم:
ــ دادوود خان سابق رئیس جمهور؟... جواب داد:
ــ بلی هنوز پادشاه نشده بود... او با چند رفیق اش از میمنه به بادغیس آمده بود...
با خودم فکر کردم که شاید او در دوران قبل از ریاست جمهوری اش سروی از مناطق افغانستان میکرد. این پل کهنه درست بالای دریا در منطقه ای ساخته شده که دو کوه از دو طرف به فاصلۀ صد الی صد پنجاه متر نزدیک ساخته. به سمت غرب این دو کوه جلگۀ وسیعی و جود دارد و اگر این دو کوه با هم وصل شود بند آب بزرگی بوجود میاید که بر علاوه ای تولید برق صد ها هزار هکتار زمین های بایر را در ولسوالی مرغاب و نواحی اطراف قلعه نو آبیاری میکند. ازین منطقه با پیمودن فاصلۀ بیست کیلومتر در امتداد دریا پل اصلی بالای دریای مرغاب و بازار ولسوالی قرار داشت که با تأسف در اثر جنگهای ذات البینی مجاهدین درسال 1374 شمسی مانند هزاران تاسیسات عامه دیگر کلن تخریب و منهدم گردید.

من در مقالۀ دیگر ظرفیت های زراعت افغانستان در مورد بادغیس گفته ام که پروژه های جمع آوری آب های بهاری، حفظ رطوبت خاک، انکشاف جنگلات پسته و احداث باغهای دیمه بادام در اطراف تپه ها و احداث بند آب بالای دریای مرغاب باید در الوویت های کاری هر دولت قرار گیرند. این ها بر علاوه پروژه های توانایی برای زنان این ولایت است که در ساختن قالین ها و کار های دستی مقبول دیگری سهم میگیرند.
آب وهوای بادغیس چون ولایت غورات زمستان سرد و تابستان معتدل دارد.

نعمت الله ترکانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط عصمت الله (مهربان)  |